روزگار غریبیست نازنین ،
تنهایم مگذار که دلم برایت تنگ شود...بهترین دوست من تنهاییست... صحبت عشق برای من مکن...تمام ناگفته هایش را میدانم... در مقابل اشکهایت اگر سکوت میکنم دلیل این مبین که طاقت دیدن ندارم...از روی آن حساب کن که از گریه متنفرم... هزاران بار گفتم و هزاران بار دیگر نیز میگوم:من اگر دوستت ندارم باید به که بگویم؟ به هر عابری گفته ام ... روی هر دیواری نوشته ام...حتی به پیش خدا نیز اعتراف کرده ام... باور کن من دوستت ندارم باور کن که من عاشقت هستم ...
به من مگو دیوانه که برنجم...دیوانه صفت دلخواه من است...
نوشته شده در چهارشنبه ششم خرداد 1388ساعت
14:39 توسط نیما رسولی| |
| Design By : Night Skin |



