روزگار غریبیست نازنین ،
زندگی یه قصس که وقتی می ری توبطنش می بینی با همه اتفاقاته شیرین و تلخش فقط تلخیای روزگار شد نصیب ما از جاده ابریشم یه کوره راه مسیر ما تو جوونیاش عکس پیریش و می زنه به قاب توی جامعه هم رو صورتش میزاره نقاب ارزوهام تو دست باد پس کی میشیم از غم ازاد رویای من نقش آبه امشب خدا انگارخوابه قانون اینه زنده بادو شب نشده مرده باد جای زندگی این زنده ها به یاد مرده هاست توی سختی ها همین بس که کنارت یه دوسته زندگی یه سیب باید گاز بزنی با پوستش زندگی یعنی خفه شو نیما پسر بد دیگه حرفام تموم حالا نقطه سر خط زندگی یه اسب که می ره به تاخت آره درست مثل یه بازی که بردوباخت داره تو می بازی یکی باید اشکات و پاک کنه زندگی ادامه داره تا تورو خاک کنه ... خسته بود از بارغم این پر صلابت شیر مرد کوه بود و اب شد با چشمه ساران رفت رفت صحبت از پژمردن یک برگ نیست فرض کن مرگ قناری در قفس هم مرگ نیست فرض کن یک شاخه گل هم در جهان هرگزنیست فرض کن جنگل بیابان بود از روز نخست… در کویری سوت و کور در میان مردمی با این مصیبت ها صبور صحبت از مرگ محبت مرگ عشق گفتگو از مرگ انسانیت است دوره ی ارزانی است!!! چه شرافت ارزان، تن عریان ارزان ودروغ از همه ارزان تر. آبرو قیمت یک تکه ی نان، و چه تخفیف بزرگی خورده است، قیمت یک انسان. تنهایم مگذار که دلم برایت تنگ شود...بهترین دوست من تنهاییست... صحبت عشق برای من مکن...تمام ناگفته هایش را میدانم... در مقابل اشکهایت اگر سکوت میکنم دلیل این مبین که طاقت دیدن ندارم...از روی آن حساب کن که از گریه متنفرم... هزاران بار گفتم و هزاران بار دیگر نیز میگوم:من اگر دوستت ندارم باید به که بگویم؟ به هر عابری گفته ام ... روی هر دیواری نوشته ام...حتی به پیش خدا نیز اعتراف کرده ام... باور کن من دوستت ندارم باور کن که من عاشقت هستم ... روز اول روز دوم روز سوم روز چهارم روز پنجم روز ششم روز هفتم روز هشتم روز نهم روز دهم روز يازدهم روز دوازدهم روز سيزدهم روز چهاردهم روز پانزدهم روز شانزدهم روز هفدهم روز هجدهم روز نونزدهم روز بيستم روز بيست و يکم روز بيست و دوم روز بيست و سوم روز بيست و چهارم روز بيست و پنجم روز بيست و ششم روز بيست و هفتم روز بيست و هشتم روز بيست و نهم روز سي ام روز سي و يکم ( آخرين راز ) ای نگاهت نخی از مخمل و از ابریشم ، چند وقت است كه هر شب به تو می اندیشم به تو آری ، به تو یعنی همان منظر دور به همان سبز صمیمی به همان باغ بلور به همان سایه همان وهم ، همان تصویری كه سراغش ز غزل های خودم می گیری به همان زل زدن از فاصله دور به هم یعنی آن شیوه فهماندن منظور به هم به تبسم ، به تكلم ، به دلارایی تو، به تماشا ، به خموشی، به شكیبایی تو به نفس های تو در سایه سنگین سكوت به سخن های تو به لهجه شیرین سكوت شبهی چند شب است آفت جانم شده است اول نام كسی ورد زبانم شده است در من انگار كسی در پی انكار من است یك نفر مثل خودم عاشق دیدار من است یك نفر ساده چنان ساده كه از سادگی اش می توان یك شبه پی برد به دلدادگی اش حتم دارم كه تویی آن شبه آیینه پوش ، عاشقی جرم قشنگی است به انكار مكوش آری آن خواب كه شب آفت جانم شده بود آن الفبا كه همه ورد زبانم شده بود اینك از پشت دل آیینه پیداست و تماشا گه این خیل تماشا شده است آن الفبای دبستانی دلخواه تویی عشق من آن شبه شاد شبانگاه تویی. شما با هم زاده شده اید و باید پیوسته با هم باشید تا آن هنگام که مرگ بال های عمرتان را برکند. بگذازید با هم بودنتان را فضایی در میان باشد و بادهای آسمان، بین شما در رقص و پایکوبی. به یکدیگر عشق بورزید اما از عشق زنجیر مسازید، بگذازید عشق دریایی مواج باشد در میان سواحل روح شما... با یکدیگر بخوانید و برقصید و شادمان باشید، اما بگذارید هر یک از شما تنها باشد، همچون سیم های عود که هر یک در مقام خود تنهاست، گرچه همه با یک نغمه به ارتعاش در می آیند. دل های خود را به یکدیگر بدهید، اما نه برای نگه داشتن، زیرا تنها دست زندگی شایسته است که دل های شما را نگه دارد. در کنار یکدیگر بایستید، اما نه چسبیده به هم، چرا که ستون های معبد به جدایی بار بهتر کشند، و درخت بلوط و درخت سرو در سایه ی هم نمی بالند صحبت از پژمردن یک برگ نیست فرض کن مرگ قناری در قفس هم مرگ نیست فرض کن یک شاخه گل هم در جهان هرگزنیست فرض کن جنگل بیابان بود از روز نخست… در کویری سوت و کور در میان مردمی با این مصیبت ها صبور صحبت از مرگ محبت مرگ عشق گفتگو از مرگ انسانیت است


راز دوستي در تفاوت قائل شدن ميان دوستان است، صداقت را به چاپلوسي و صميميت را به لبخندهاي تصنعي ترجيح بده.
راز دوستي در آن است که براي يافتن دوستان صميمي بايد اول خودت يک دوست باشي.
راز دوستي در توقع نداشتن از ديگري است، نسبت به ديگران آزاده رفتار کن.
راز دوستي در قسمت کردن شادي ها با ديگران است.
راز دوستي در اين است که بيشتر گوش کني تا ديگران را وادار به شنيدن کني.
راز دوستي در اين است که در خوشبختي ديگران نه فقط با حرف بلکه با عمل سهيم باشي.
راز دوستي در دوست داشتن بي قيد و شرط ديگران است
راز دوستي در اين است که دوستانت را تحسين کني بي آنکه بدانند چه احساسي نسبت به آنها داري.
راز دوستي در اين است که دوستانت را همان طور که هستند بپذيري و سعي نکني آنها را به دلخواه خودت باز آفريني کني.
راز دوستي در اين است که حالات خوب و بد خود را به ديگران تحميل نکني, اما به آنها فرصت دهي که احساس خود را بيان کنند.
راز دوستي در اين است که نياز هاي ديگران را مقدم بر نياز هاي خودت بداني.
راز دوستي در اين است که هرگز اشتياق دوستانت را نسبت به مسائل مختلف تحقير نکني.
راز دوستي در محترم شمردن است، به حقوق و ديدگاه هاي دوستت احترام بگذار.
راز دوستي در اين است که تغيير حالات خود را با خوشرويي و حسن نيت بپذيري.
راز دوستي در اين است که محبت را نه تنها با کلام بلکه با نگاه و لحن صدا نيز ابراز کني.
راز دوستي در اين است که دوستان را در آرزوها و اهدافت سهيم کني، نه اين که فقط با آنها وقت بگذراني.
راز دوستي در اين است که هنگام صحبت كردن با دوستان حواست کاملا جمع آنها باشد.
راز دوستي در اين است که همواره افکار مثبت در سر داشته باشي، خصوصا هنگام بروز سوء تفاهمات.
راز دوستي در اين است که هرگز دوستانت را قضاوت نکني بلکه همواره نکات مثبت آنها را ببيني.
راز دوستي در اين است که دائما ديگران را سرزنش نکني بلکه مزاياي مثبت کار درست را صادقانه بيان کني.
راز دوستي در اين است که از سعادت دوستان شاد باشي و هرگز وضعيت خود را با بدبيني با وضعيت آنها مقايسه نکني.
راز دوستي در اين است که در غم و ناراحتي دوستانت شريک باشي و به آنها دلگرمي بدهي نه اينکه با ابراز احساسات نادرست ناراحتي شان را تشديد کني.
راز دوستي در اين است که حامي حقوق دوستت باشي حتي اگر ناچار شوي به اشتباه خود اعتراف کني.
راز دوستي در معتمد بودن است، روي حرفت بايست به قولت عمل کن و به تعهدت پايبند باش.
راز دوستي در اين است که در معاشرت با جمع رشد کني و آگاهي ات را افزايش دهي.
راز دوستي در اين است که روابط خود با دوستانت را به روابطي استثنايي تبديل کني.
راز دوستي در صدر قرار دادن عشق خداوند است.
راز دوستي در اين است که با موهبت دوستي عشق به خداوند را در خودت ايجاد کني.
راز دوستي در اين است که به تنش هاي موجود در رابطه ات بها ندهي و دست به کاري بزني که موجب تقويت دوستي شود.
راز دوستي در صميميت است. براي دوستانت يک دوست واقعي باش حتي زماني که با تو بد مي کنند.
راز دوستي در اين است که به دنبال سودي باشي که به نفع هر دوي شما باشد، هرگز از دوستانت در راه کسب منافع شخصي سوء استفاده نکن
| Design By : Night Skin |













